
(60)=> داستان فیلییق قشمار؛..دژبان مُضحکی که با رفتار مسخره بازی خود هم بچه های زندان را می خنداند هم با شکنجه هایش اشک شان را در می آورد ! هر روز می آمد داخل آسایشگاه ، ارشد برپا می داد و خبر دار ..و همه محکم پامی زدند و باز هم می گفت موزِن ! (خوب نیست!) و ارشد نادان دوباره برپا و خبر دار و بشین و پاشو تکراری می داد باز هم دژبان می گفت موذِن ! (خوب نیست!) و شما باید تنبیه شوید! این دژبان با هیکل گنده و شکم بزرگ و کله ی درشت و قیافه ی مسخره آمیزی داشت و واژه ی قشمار= مسخره ...
ادامه مطلب