محدودیت شدید آسایشگاه های مخفی؛..مجموعه ی اسرای ما در این دو آسایشگاه 5 و 6 مخفی (از نظر صلیب سرخ جهانی) قاطع .. که اغلب از لشکر قدس گیلان بودیم ؛ مدت تقریبی 3ماه طول کشید و حتی مخفی از نظر صیب سرخ جهانی ، با مراقبت های امنیتی سخت و تحت سخت ترین شکنجه و در قرنطینه بودیم و اجازه نمی دادند که با اسرای قبلی این اردوگاه ارتباطی داشته باشیم ! افسر اطلاعاتی شان با بکار گیری از جاسوس هایی، رفتار و حرکات ما را زیر نظر داشت و هر روز وضعیت مان را به سازمان استخبارات شان گزارش می داد ؛تعداد دفعات آمار گیری مان زیاد بود ؛ روزانه 5بار آمار ، تواَمان با ضرب و شتم بوسیله ی کابل و باوتوم و اذیت و آزار همراه بود !ساعت های آمار : ساعت هفت صبح - ساعت نه صبح - ساعت دوازده ظهر - ساعت سه عصر - ساعت پنح عصر ؛قبل از ورود افسر، دژبان بعثی می آمد و سفارش می کرد که هرگاه افسر برای آمار آمد، شماباید پا را محکم بکوبید بر زمین و منظم خبردار باشید تا افسر خوشش بیاید .. و هرگاه فرمانده گفت : آب زِن؟= خوب؟ نان زِن ؟=خوب ؟ جا خوب؟ رفتار سربازان عراقی باشما خوب ؟و ..و.. شما باید همه با صدای بلند بگویید : زِین ! (= خوب!) ؛ اگر غیر از این کلمه حرفی بزنید سر و کله تان را می شکنیم و شما می شوید مخالف . و ما مخالفین را هم می کُشیم !آزادباش های کوتاه در محوطه ، و قدم زدن بیش از دونفر ممنوع ؛ دستشویی و حمام رفتن های سریع و بشمارسه ! ممنوعیت خنده و بازی کردن و .. ممنوعیت سربالابودن توام با خوشحالی .. تغذیه ی کم و .. و.. رفتار توهین آموز ماموران عقده ی و خشن و ضد ایرانی و شکنجه اسرا در دید دیگر اسرا وایجاد رعب و وحشت و ..و .. از ویژیگی های این قاطع بود !در وقت آمار و ورود&nbs
ادامه مطلب
برچسب:
نویسنده: حسین کریمی
تاريخ: شنبه
17 دی
1401 ساعت: 17:51